مرتضى مطهرى

204

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آياتى كه كلمهء منافق و منافقات در آن نيست و دربارهء منافقين است زياد است و جالب اين است كه همين‌طور كه در مؤمنين ، قرآن هم مردها را ذكر مىكند و هم زنان ، مردان مؤمن و زنان مؤمنه ، در منافقين هم زنان را نيز به حساب مىآورد : مردان منافق و زنان منافق . عصر ما ، عصر نفاق حال چگونه است كه قرآن اين‌همه روى مسئلهء منافق تكيه كرده است خصوصاً كه در كتب آسمانى پيشين يا اسمى از منافقين نيست يا اگر هست بسيار كم است ، براى اين است كه هر چه بشر بدوىتر و از تمدن دور تر بوده و در درجات پايين‌تر زندگى مىكرده است ، از صراحت بيشترى برخوردار بوده است ؛ يعنى آنچه كه در درون داشته است از فكر و احساسات و عواطف و از رغبات و بىميلىها و از مهربانيها و خشمها و از ايمانها و بىايمانىها ، هر چه داشته است همان را ظاهر مىكرده است ؛ و هر چه بشر پيش رفته و تكامل پيدا كرده است ( نمىخواهم بگويم خود اين نوعى تكامل است ولى از تبعات تكامل است ) قدرتش بر تصنع هم - كه نفاق نوعى تصنع است - افزايش پيدا كرده است ؛ كما اينكه اگر ما مردم عصر خودمان را با صدر اسلام مقايسه كنيم نفاق هزاران درجه بيشتر شده است . يك وقتى من با خودم فكر مىكردم كه اساساً اگر عصر ما را از نظر انسانى بخواهند ارزيابى كنند نه از نظر صنعتى ، اگر يك جنبهء انسانى را بخواهند ملاك و مشخِص عصر و زمان ما قرار بدهند ، بايد بگويند عصر نفاق . اگر بگويند در عصر ما بزرگترين ماشينى كه ابتكار و اختراع شده است چه ماشينى است ؟ به نظر من ماشين قلب حقايق است ، اينكه بشر اين‌همه توانايى پيدا كرده است كه حقايق را وارونه جلوه بدهد . اين بحث باشد براى جلسهء بعد . چون بحث ما مثل درس و جلسات كلاسى اندكى جنبهء خصوصى دارد ، اين طور مىخواهم صحبت بكنم : اول جنبهء لغوى را بحث مىكنم . اصلًا « نفاق » چه لغتى است ؟ تعريف نفاق و ماهيتش چيست ؟ بعد بحثى دربارهء خطر نفاق ؛ و وقتى خطر نفاق را شناختيم ، ما در مواجهه با اين خطر چه وظيفه‌اى داريم . و بحث ديگرى كه اگر موفق بشوم خواهم داشت راجع به عامل نفاق در پديد آوردن فاجعهء كربلاست كه اين عامل در به‌وجود آوردن اين فاجعه در عصر خودش چقدر تأثير داشت يعنى